تبليغاتX
ص وَالْقُرْآنِ ذِي الذِّكْر
حالا دیگر از این‌جا رفته‌ام. خاطراتم و نظرات شما را همین‌جا گذاشته‌ام و رفته‌ام. آن‌چه میسر بود از مطالب پیشین البته به خانه‌ی جدید منتقل شده‌است.
اگر اهل سرک کشیدن در صفحات سر رسید دیجیتال من بوده‌اید حالا باید به رازدل بیایید.
نشانی کوتاه و مختصر صاد شما را به خانه‌ی جدیدم می‌برد: هفده صفر هفت نقطه آی آر

اگر از مشترکان خوراک صاد هستید، حالا باید صرفا از این لینک فیدبرنر استفاده کنید:
http://feeds.feedburner.com/1707ir

چیز دیگری باید بگویم؟
به امید دیدار

+ به قلم ص در روز شنبه هفتم خرداد 1390 با موضوع بداهه |
باسمه تعالی


آدم اگر آدم شد، عالم عالم می‌شود.


والسلام

+ به قلم ص در روز شنبه هفدهم اردیبهشت 1390 با موضوع بداهه |
تو: آقا خيلي داغون شدم. بابام گفتن نرو. چيكار مي‌كردم؟ كاش يه وقت ديگه...
من: اگه حرف پدر رو گوش نمي‌كردي، ديدارمون چه فايده داشت؟

+ به قلم ص در روز جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390 با موضوع پيامك |
آدم* به** امید زنده است.


* بنی آدم
** با، بخاطر، از روی، از، برای، در، ...


+ به قلم ص در روز پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390 با موضوع بيت |
فقط گوش کن
+
.
.
.
حالا تکرار کن
...
همین

+ به قلم ص در روز دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390 با موضوع بداهه |
سید خیال می‌کرد من آدم خیلی خوبی هستم. من هم خیال می‌کردم سید پاک‌ترین بنده‌ی خدا روی زمینه.
رفاقتمون همین‌جوری سر گرفت. خیلی مردونه، معنوی و دبیرستانی.
درسش از من بهتر بود. سال چهارم یه وقتایی کمکم می‌کرد. اما من چیزی نداشتم که در عوض بهش بدم. فقط تحویلش می‌گرفتم و کمی با هم گپ می‌زدیم. دلش خوش می‌شد.
یه بار یه کتاب شعر بهم هدیه داد. کتابه از نظر ادبی هیچ ارزشی نداشت. اما دست‌خط سید اول کتاب ارزشمندش می‌کرد. توی سال‌های دور از خانه، هر وقت از دست خودم ناراحت می‌شدم، نوشته‌ی اول اون کتاب رو می‌خوندم و یادم میومد که یه آدم خیلی خوب راجع به من این‌جوری فکر می‌کنه. دست‌خط‌ش بهم دلداری می‌داد که می‌تونم آدم خوبی باشم. متأسفانه اون کتاب رو همون دوره‌ی دانشجویی گم کردم...
*
امروز بعد از این همه سال ناغافل توی مسجد بالاسر دیدم‌ش. سلامی و علیکی.
هنوز خیال می‌کنه که من آدم خیلی خوبی هستم. من هم مطمئنم که سید از پاک‌ترین بندگان خدا روی زمینه.

+ به قلم ص در روز جمعه نهم اردیبهشت 1390 با موضوع بداهه |
الان دو سه روز است که آب شیرین در لوله‌های شهر قم جریان دارد.

جالب این‌که دومین سفر استانی هیأت دولت به استان قم (به دلایل معلوم و مگو) یک هفته‌ی دیگر به تأخیر افتاده و پروژه‌ی آبرسانی به شهر قم که قرار بود در این سفر افتتاح شود، بدون حضور هیأت دولت به بهره‌داری رسیده‌است.
*
به این میگن: برخورد احمدی‌نژادی با خود احمدی‌نژاد!

+ به قلم ص در روز سه شنبه ششم اردیبهشت 1390 با موضوع بداهه |
متنی که در پست قبلی مطالعه فرمودید، بخشی از سخنرانی آخرین پادشاه ایران خطاب به اولین پادشاه ایران بود که در تاریخ 20 مهرماه 1350 و در افتتاحیه‌ی جشن‌های دوهزار و پانصد ساله‌ی شاهنشاهی ایراد شده‌است.
ترجیح دادم متن را بدون کوچک‌ترین تغییری ذکر کنم تا متوجه عقب‌گردی که در ادبیات انقلابی‌مان رخ داده‌است باشیم.
انقلابی بودن محتاج ادبیات انقلابی است؛ چیزی شبیه: «خرمشهر را خدا آزاد کرد» یا «شهدا در قهقه‌ی مستانه‌ی‌شان و در شادی وصل‌شان عند ربهم یرزقون‌ند» یا «من در میان شما باشم و یا نباشم به همه شما وصيت و سفارش مي كنم كه نگذاريد انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد» یا همین نمونه‌ی اخیر «تا زماني که من زنده هستم و مسئوليت دارم، نخواهم گذاشت حرکت عظيم ملت ايران به سوي آرمان‌ها، ذره‌اي منحرف شود»
ادبیاتی زهردار، کوبنده و توحیدی.
*
جنگ ادبیات‌ها جزئی از جنگ نرم است. وقتی در ادبیات کم آوردی کم کم در عمل هم کم می‌آوری. همین می‌شود که در منازعات منطقه ملاحظه می‌فرمایید. لبنان 1982 با بحرین 2011 چه فرقی دارد؟

+ به قلم ص در روز یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390 با موضوع روايت امروز |
سؤال هوش: بدون جستجو در اینترنت و فقط بادقت در محتوای متن، نام گوینده‌ی این سخنان را حدس بزنید:

«...
در این بیست و پنج قرن، کشور تو و کشور من، شاهد سهمگین‌ترین حوادثی شد که در تاریخ جهان برای ملتی روی داده‌است، و با این‌همه هرگز این ملت در برابر دشواری‌های گران سر تسلیم فرود نیاورد.
در طول دوهزار و پانصد سال، هر وجب از خاک این مرز و بوم با خون دلیران و جانبازان ایران‌زمین آبیاری شد، تا ایران همچنان زنده و سربلند بماند. بسیار کسان بدین سرزمین روی آوردند تا آن را از پای در آورند، اما همه آنان رفتند و ایران بر جای ماند و در همه این مدت، علی‌رغم تیرگی‌ها، این سرزمین فروغ جاودان همچنان تجلی گاه اخلاق و کانون ابدی اندیشه باقی ماند. اکنون ما در اینجا گرد آمده‌ایم تا با سربلندی به تو بگوئیم که:
پس از گذشت بیست و پنج قرن، امروز نیز مانند دوران پر افتخار تو، نام ایران در سراسر گیتی با احترام و ستایش بسیار در آمیخته‌است.
امروز نیز همانند عصر تو، ایران در صحنه‌ی پر آشوب جهان، پیام‌آور آزادگی و بشر دوستی و پاسدار والاترین آرمان‌های انسانی است...»

+ به قلم ص در روز شنبه سوم اردیبهشت 1390 با موضوع روايت امروز |
تو:   حسب‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند
      محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند

من: دوش در حلقه‌ی ما قصه‌ی گیسوی تو بود...

+ به قلم ص در روز جمعه دوم اردیبهشت 1390 با موضوع پيامك |

اگر مجنون دل شوريده‌اي داشت
دل ليلي از او شوريده‌تر بود